ریحانه ریحانه ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

ریحانه عسلی

تولد 10 ماهگی ریحانه

گل همیشه بهار مامانی و بابایی، ریحانه خانمی:   تولد 10 ماهگیت مبارررررررررررررررک ایشالا صد ساله بشی دخترم. یه عکس هم از کادوی تولدت برات میذارم  3 بسته پوشک کامل مرسی ایشالا که خوشت بیاد نفسی ...
18 خرداد 1391

فرسنگ ها فاصله تا ....

این روزا خیلی دلم گرفته از یه چیز خیلی ناراحتم. وقتی باهات بازی میکنم و با تو خوشم و از کنار تو بودن لذت میبرم ،خیلی دلم واسه مامان جون اینا که دور از ما زندگی میکنن ، میسوزه. همش پیش خودم فکر میکنم کاش ما هم پیششون بودیم و اونا هم میتونستن لحظه لحظه بزرگ شدنت رو ببینن. شیرین کاری هات، حرکات جدیدت، صدات ، خنده های بامزه ت ، مه مه و به به گفتنت رو ، و و و ....... خیلی خیلی دلمون واسشون تنگ میشه. اونا هم دوست دارن ما پیششون باشیم آخه تو نوه اولشون هم هستی و مدتهاست یه بچه شیرین و ناز تو خانواده مون نداشتیم. وقتی میریم دزفول همه برا دیدنت بال بال میزنن. همه دوست دارن پیشت باشن.بعضی وقتا از این که نمیدونم کجا برم و پیش کی باشم که هیچکی...
4 خرداد 1391

ریحانه جون وبازدید از نمایشگاه گل و گیاه

هفته پیش من و تو و بابایی رفتیم نمایشگاه گل و گیاه. این اولین سالی بود که ما به همراه تو به این نمایشگاه میرفتیم خیلی خیلی خیلی نمایشگاه قشنگیه.اونجا انواع گل های طبیعی رومیتونیم ببینیم. از گیاه های سبز رنگ خیلی زیبا تا گل های رنگی رنگی. تو اون نمایشگاه یه سری غرفه ها برا فروش، گل هاشون رو اوردن یه سری دیگه هم گل ها رو تزیین کردن و به نمایش گذاشتن برا جلب مشتری و مراجعه به گل فروشی یا شرکتشون برا تزیین مجالس یا حیاط خونه ها و ادارات. شهرداری های مناطق مختلف هم تمام کارایی روکه در طول سال برا سطح شهر انجام دادن اونجا نمونه ش رو درست کردن یا عکساشون رو گذاشتن. واقعا روحیه آدم عوض میشه وقتی به یه همچین جایی میره.  تر و تازه شاداب میشه...
27 ارديبهشت 1391

تولد 9 ماهگی ریحانه خانمی

تولد تولد تولدت مبارک     مبارک مبارک تولدت مبارررررک عزیزدل مامان و بابا تولدت مبارک امروز تو 9 ماهه شدی. همیشه من نسبت به بچه ای که 9 ماهه بود یه حس خاصی داشتم حس میکردم خیلی باید بچه 9 ماهه شیرین و با نمک باشه. چون نه هنوز راه میره و نه دیگه خیلی کوچیکه که نشه باهاش بازی کرد. الان که نفس من ، ریحانه خانمی 9 ماهه شده دقیقا همین حس برام به وجود اومده. حس میکنم خانم تر شدی، عاقل تر شدی، بزرگ شدی واسه خودت و همچنین شیطون تر. خیلی خیلی خیلی دوست داشتنی شدی. روز به روز داری عسل تر میشی و خوردنی تر. اینقدر حرکات و شیطنت هات با مزه ن که نگو. دستت رو بلند میکنی و با اشاره میگی : بیا.... بده.... یا با دراوردن...
18 ارديبهشت 1391

گردش ریحانه تو یه روز تعطیل

دیروز یعنی روز جمعه من و تو و بابایی بعد از اینکه از خواب بیدار شدیم تصمیم گرفتیم برا ناهار بریم بیرون از شهر. بعد از اینکه وسایل رو آماده کردیم همگی سوار شدیم و راه افتادیم . جایی که واسه رفتن در نظر گرفته بودیم روستای کارده بود. یعنی نزدیکای سد کارده. من و بابایی ٢ سال پیش اونجا رفته بودیم و حسابی بهمون خوش گذشته بود برا همین حالا میخواستیم ٣نفری به اونجا بریم و تو هم طبیعت اونجا رو ببینی و لذت ببری. وااااااااااااای که چه جای قشنگی بود. خیلی سرسبز و باصفا پر از باغهای درختای مختلفی مثل:زردآلو، آلو، سیب...  ما هم رفتیم تو یکی از این باغ ها و بساط ناهار رو اماده کردیم و با اینکه تو رو نمیتونستیم یه جا نگهداریم تا ناهار بخوریم ، از هر...
16 ارديبهشت 1391

تبریک تولد خاله فرزانه با زبون نی نی ای

خاله جون سلام امروز  تولدم بود ،صبح تلفن زنگ خورد من گوشی و برداشتم و هرچی الو الو کردم صدایی نمیومد بعد دیدم صدای مامانی از پشت خط میاد که میگه بگو خاله تولدت مبارک دو سه بار که مامان تکرار کرد شما هم گفتی م....م....م....د.....د....د  بعد خندیدی عزیزم ،گلم با اون صدای قشنگت و به زبون خودت تولدم رو بهم تبریک گفتی گلم این اولین بار بود که یه نی نی  تولدم رو بهم تبریک میگفت فدات شم ممنون خاله بوسسسسسسسسسسس.   ...
13 ارديبهشت 1391

یه بوس کوچولو از طرف ریحانه برا بابایی

سلام عزیز دلم، مهربونم ریحانه جون این روزا ماشالا هزار ماشالا خیلی خیلی نسبت به قبل شیرین تر شدی و هرروز به شیرین کاری هات داره اضافه میشه.یکی دو روزه وقتی دنبالم میای و من مشغول کارام هستم تو  بهم میگی مَ مَ .... (یعنی صدام میکنی و میگی بهم توجه کن) الهی مامانی فدای این حرف زدنت بشه. چقدر شیرین منو صدا میکنی . اینجوری من میام بغلت میکنم ، محکم محکم و بوسه بارونت میکنم. آخه با بغل کردن تو به لذت بی پایانی میرسم . اصلا داشتن تو و بوییدنت و بوسیدنت قابل توصیف نیست. ایشالا خدا به همه ی کسایی که آرزوی داشتن یه فرشته کوچولو ، تو زندگیشون رو دارن، نظر کنه و اونا رو به آرزوشون برسونه .ایشالا......  تازه بوسیدن هم یاد گرفتی ولی فقط صدا...
12 ارديبهشت 1391